ولی با منت و خواری، پی شبنم نمی گردم
رازپور
دو چیز را فراموش کن: کسی که به تو بدی کرده و کسی که تو در حقش خوبی کرده ای...
چهار چیز را نگه دار: در مجلسی که وارد شدی زبان را،در سفره ای که نشسته ای شکم را،در خانه ای که وارد شدی چشم را
و در نماز که ایستاده ای دل را...
رازپور
يه جمله قشنگ از پائولو كوئليو
هنگامي كه آرزوي چيزي را داري ، سراسر كيهان همدست مي شوند تا بتواني اين آرزو را تحقق بخشي
s.s
بي شوخي
زندگي با همه وسعت خويش ...............محفل ساكت غم خوردن نيست .................حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست ................زندگي جارش و رهايي شدن است ................زندگي پويش و جاري شدن است ..................از تماشاگه آغاز تا بدانجا كه خدا مي داند.
s.s
در مدح و ثناي دانشگاه
سپاس دانشگاه را _خدايش فزوني دهد _ كه تركش موجب بي مدركي است و به كلاس اندرش مزيد اتلاف وقت . هر ترمي چو آغاز مي شود موجبت پرداخت عمر است و چون پايان پذيرد موجب تهي گشتن مغز.
از حال و حوصله ي كه بر آيد كز عهده درس هايش به در آيد
باران كثرت دانشجويان بي حسابش همه جا رسيده و كلاس هاي لانه زنبوريش همه جا كشيده تا كه معمار نيكبخت را فرموده ، ابنيه هاي بي شمار در كوهان و بيابانان بنا كند .
با اين حال پرده حيثيت دانشجو ، به واسطه ي مشروطي بدرند و با زباني خوش او را راهي كاشانه سازند ؛ و اگر خداي ناكرده همي نتوانستند چنين كنندآنان را به خلعت زرين ليسانس ، مهندس وار سر كار نهاده و اطفال پشت كنكوري را به آرزوي مدركي با كلاس .
ابر وباد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا مدركي به كف آري و به كارش نبري
و نيز در پايان ساليان دور و دراز تحصيل ، كوزه اي سفالين كرامت كنند با مدركي دهان پر كن تا بر در كوزه نهد و آبش همي نيوش نمايد .
s.s
لاله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من در شب اخر پرواز غزل یادت نیست
ehsan.t
دلت را براي عاشقي مي خواهم... صدايت را براي شادابي مي شنوم...
دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم...
عطرت را براي مستي مي بويم... خيالت را براي پرواز مي خواهم...
و خودت را نيز براي پرستش!!...
رازپور ![]()
